أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
309
قانون ( فارسى )
مىيابد و تاثير آن در تغيير نبض موثرتر مىباشد . بر همين قياس تاثيرات ورم كوچك در تغيير نبض بتناسب كوچكى آن كمتر است . 4 - اثر ورم بر نبض : اگر اندام ورم كرده پىآگين ( عصبى ) باشد حالت سختى و حالت ارهاى در نبض زياد مىشود . اگر ورم بر اندام پررگ باشد بر درشتى نبض افزوده مىشود ، اگر ورم بويژه بر اندام يا در اندامى مانند طحال و شش باشد كه داراى شريان است ، اين حالت درشتى تا موقعى كه نيرو پابرجاست در نبض باقى مىماند . اگر ورم در مغز و شش كه تر و نرمند باشد ، نبض به حالت موجى درمىآيد . 5 - تغيير باواسطه - ورم گاهى نه بخودىخود بلكه بوسيلهء عارضهاى كه پيرو ورم است نبض را تغيير مىدهد . مثلا نبض بر اثر ورم شش به حالت خفگى درمىآيد و بر اثر ورم كبد به پژمردگى گرفتار مىشود . كليه بر اثر ورم محصور مىشود و اندامهاى حساسى مانند دهانهء معده و حجاب بچنان ترنجيدگى دچار مىشوند كه مىتوان آن را ترنجيدگى غشآور محسوب داشت . فصل هيجدهم - نبض در حالات مختلف روانى از آنجا كه حالت خشم بطور ناخودآگاه و آنى نيرو را برمىانگيزد و روح را به يك بار گسترش مىدهد ، نبض آدم خشمناك در حالت خشم بسيار درشت و بلند است و به سرعت و تواتر مىزند . و چون منشاء علت تغيير يكى است ، اختلافى در نبض بوجود نمىآيد . ليكن اگر خشم با ترس همراه باشد ، گاهى خشم و گاهى ترس در تاثير بر نبض چيره مىشود و اختلاف در نبض پديد مىآيد . همچنين است اگر حالت شرم با خشم همراه باشد و يا عقل با خشمگين به مبارزه پردازد و يا خشمناك سعى كند كه خشم را مهار كند و خشمانگيز را ميدان ندهد ، باز در نبض اختلاف روى مىدهد . نبض از لحاظ سرعت و تواتر در حالت « لذت » به حدى نمىرسد كه در خشم مىرسيد . لذت نبض را به آرامى و ملايمت به راه مىاندازد . درشتى نبض در حالت لذت نياز برآور است و از اين روى كند و متفاوت مىزند . همچنين نبض در حالت شادى غالبا درشت و نرم است و به كندى و متفاوتى گرايش دارد . گرماى غريزى بدن در حالت غم و اندوه دچار اختناق مىشود و به پائين مىگرايد و نيرو ناتوان مىگردد ، به اين جهت نبض آدم اندوهگين كوچك ، ناتوان ، متفاوت و كند است .